چرا نمی توانیم تصمیمات مان را در زندگی و کار عملی کنیم؟

0
597
چرا نمی توانیم تصمیمات مان را عملی کنیم

راهکاری برای عملی کردن تصمیم ها در زندگی

چرا نمی توانیم تصمیمات مان را در زندگی و کار عملی کنیم؟

اینکه چرا در انجام کارها چه در زندگی و چه در کار عقب و به تعویق می افتد؟

شما با داشتن برنامه دقیق و کار آمد و بکار گیری یک سری نکات ریز می توانید تمام برنامه های حال و

آینده ی خود را پیاده سازی کنید و به تمام اهداف و آرامش درونی زندگی خود برسید. ما در اینجا یک

سری نکات و همچنین روش یک عددی را برای شما آورده این تا با انجام این نکات به تمام تصمیماتی

که برای خود می گیرید برسید و شاهد موفقیت های خود در زندگی و کار شوید.

دارن هاردی

بارها تصمیم گرفته ایم که صبح ها نرمش کنیم، زبان انگلیسی یاد بگیریم، کمتر غذا بخوریم تا به وزن

دلخواه برسیم، هر روز کمی پیاده روی کنیم، کتاب خواندن را شروع کنیم.اما هر بار یکی از این دو

اتفاق برایمان افتاده است:

۱- یا اصلاً شروع نکرده ایم

۲- یا اندکی بعد از شروع، ادامه اش نداده ایم

دو راه برای حل این مشکل فراگیر وجود دارد:

مشکل ما، نداشتن اراده نیست. پس به خودمان انگ بی ارادگی نزنیم. اگر بی اراده بودیم، تمام کارهای

بزرگی که در زندگی انجام دادیم. مانند تحصیل، ازدواج، راه اندازی یک کار و کسب و … – را نمی توانستیم

محقق کنیم.مشکل ما در عملی نکردن تصمیمات مان، به این برمی گردد که “انگیزه کافی” نداریم.

اگر قرار باشد یک سال دیگر به یک کشور انگلیسی زبان مهاجرت کنیم، به احتمال قوی، خواهیم توانست

ظرف ۱۲ ماه آینده، زبان انگلیسی را یاد بگیریم، کاری که در ۱۲ سال گذشته نتوانستیم؛ چرا؟ چون قبلاً

موتور محرکه ای به نام “انگیزه” نداشتیم ولی الان داریم چون می دانیم سال آینده همین موقع، برای

سوار شدن به تاکسی هم نیازمند زبان انگلیسی خواهیم بود.

بنابر این، در بطن هر تصمیمی، باید انگیزه ای قوی نیز تعریف شود.

چرا نمی توانیم تصمیمات مان

چرا نمی توانیم تصمیمات مان را عملی کنیم به خاطر نداشتن انگیزه

استفاده از روش یک عددی

بعد از تعریف انگیزه، پیشنهاد مشخص من استفاده از روشی است که آن را “روش عدد یک” نامیده ام.

هر کاری را از کوچک ترین واحد آن که “یک” هست، شروع کنیم. مثلاً از همان روز اولی که تصمیم به

نرمش صبحگاهی گرفتیم، نیازی نیست نیم ساعت نرمش کنیم بلکه کافی است روز اول، فقط “یک دقیقه”

نرمش کنیم؛ بله، فقط یک دقیقه.

اگر می خواهیم زبان خارجی یاد بگیریم، نیازی نیست از همان اول کار، خودمان را درگیر انواع کلاس ها و

کتاب ها بکنیم. کافی است تصمیم بگیریم هر روز “یک واحد” لغت یاد بگیریم. منظور از “یک واحد” کمترین

تعداد لغتی است که می توانیم در یک روز بخوانیم. این یک واحد می تواند حتی یک کلمه باشد (در اینجا کاری با

این که حفظ لغت روش خوبی برای یادگیری زبان هست یا نه ندارم).

اگر می خواهیم از حجم غذایمان بکاهیم، نیازی نیست فوراً درگیر یک رژیم غذایی سختگیرانه شویم. کافی است

روز اول، تنها یک قاشق از غذای مان را کم کنیم.

اگر می خواهیم پیاده روی کنیم، روز اول به اندازه “یک واحد” پیاده روی کنیم. یک واحد من می تواند فقط

۱۰۰ متر باشد و یک واحد شخص دیگری ۲۰۰ متر. مهم این است که از عددی شروع کنیم که به هیچ عنوان

تأکید می کنم به هیچ عنوان فشار و سختی بر ما تحمیل نکند.

بکارگیری نکات زیر برای عملی کردن تصمیمات زندگی و کار

بعد از این که کارمان را با یک واحد شروع کردیم، کافی است بسته به نوع تصمیم و مقتضیات آن یکی از این

دو کار را انجام دهیم:

۱- همان یک واحد را در روزهای بعد نیز ادامه دهیم؛ مثلاً هر روز فقط ۵ لغت حفظ کنیم. هر روز دو بیت

شعر بخوانیم و …

۲- آرام آرام و بعد از تثبیت واقعی در مرحله اول، کمی بر آن یک واحد اولیه، بیفزاییم؛ مثلاً اگر روزهای

اول، تنها یک صفحه کتاب می خواندیم، در هفته بعد روزانه ۷ صفحه و چند روز بعد روزانه ۱۲ صفحه

بخوانیم و همین طور الی آخر.

یا اگر روزهای اول، روزی ۱۰۰ قدم پیاده روی می کردیم، رفته رفته بر آن بیفزاییم و روزانه ۲۰۰ متر

و  ۳۰۰ متر و ۵۰۰ متر و … پیاده روی کنیم تا به سقف مورد نظرمان که روزی ۲ کیلومتر است

برسیم و همان را تثبیت کنیم.

چرا نمی توانیم تصمیمات مان را در زندگی و کار اجرا کنیم

اگر کسی نمی تواند تصمیمات اش را با کمترین واحد آن شروع کند، مثلاً نمی تواند روزی یک دقیقه

نرمش کند یا فقط یک لغت حفظ کند، من هیچ راه حلی برای او سراغ ندارم. اما فارغ از این کنایه(!)

مطمئن هستم در هر انسانی این توانایی حداقلی وجود دارد که از روش “عدد یک” استفاده کند

و موفق هم بشود.

منبع: دکتر زهرا علیخانی

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

*

code